هفته نگار گری قزوین – 1398
تاریخ انتشار

بزرگداشت استاد بیوک احمدی افتتاح دومین نمایشگاه نگارگران مکتب قزوین. برگذاری ورکشاپ های هنری و نشست تخصصی اساتید.

هفته نگارگری قزوین 1398

با سلام و احترام

در شهری زندگی می کنم با قدمت تاریخی ده هزار ساله و نیک فرهنگی از گذشتگان و پیشینه ای از مکاتب هنری و فرهیختگانی که از روزگار صفوی در تاریخ شهرم به ثبترسیده اند. امروز به عنوان هنرمندی پر از شوق و اشتیاق ازسالها فراز و نشیب و صعود و فرود در این دشت پهناور بر آن شدم که با عنایت خداوند و بذل توجه مسِولین گامی بلند برای نگارگری شهرم بردارم. گامی که بی شک سرشار از سختی بود… من اما چشم انداز این روز را در رویاهایم دیده بودم.
در سال 1396 پایه گذار نخستین نمایشگاه گروهی مکتب نگارگران قزوین مبنای روزگاری تاریخی و ارجمند شدتا بتوانیم هفته ای سرشار از هنر و فرهنگ را در هم آمیخته و هرساله به رشد اصولی و فاخر نهالی که امروز با همت هنرمندان و مسِولین در این دشت زیبایی و معرفت می کاریم به تماشا بنشینیم و آغاز کنیم هفته ی نگارگری را تا به یادگار گذشتگان وبزرگان ببالیم و بپروریم و به آیندگانمان هدیه دهیم،باشد که یاریمان کنید در آغاز این مسیر پرشکوه از شناسنامه ملی شهرمان…
سهیلا اسکندری
دبیر هنری و اجرایی هفته ی نگارگری قزوین

مکتب نگارگری قزوین
آیدین آغداشلو
مکتب نگارگری قزوین از مهم ترین دورانهای اوج نگارگری ایران است که به مدت بیش از ششصد سال صدها هنرمند طراز اول و هزاران اثر نفیس را به بطن این هنر نفیس و جلیل سپرده است. مکتب قزوین در کشاکش دوران دشواری شکل گرفت و تثبیت شد که امر تغییر پایتخت ایران به ضرورتی ناگزیر تبدیل شده ود و شاه صفوی در جستجوی مامنی امن و مطمِن سعی داشت از غرب اران به جایی دورتر کوچ کند تا در قبال حملات بی وقفه عثانیان بتواند به تجدید قوا بپردازد اما حرکتی که موقت می نمود ده ها سال به درازا کشید و قزوین پایتختی خود را تا انتهای دوران شاه طهماسب صفوی و دو جانشینش تا حدود سال هزار هجری حفظ کرد.
در نتیجه این شهر کهنسال توانست فرصتی کافی به چنگ آورد تا در زمینه هنرهایی چون معماری و خوشنویسی و نگارگری به دستاوردهای ارزنده دست یابد و به صورتحلقهی اتصال حیاتی و مهمی میان مکتب تبریز گذشته و مکتب اصفهان آینده در آید. هر چند مکاتب دیگری نیز مانندشیراز و بخارا و هرات ، در همان زمان دایر و رایج بودند که تا قرن دوازدهم هجری به فعالیت خود ادامه دادند. اما این مکتب قزوین بود که طی فرصت کافیزمینه ساز هنر با شکوه قرن یازدهم اصفهان شد و هرچند که در اواخر عمر شاه طهماسب صفوی هنرمندانی که در دربار او از جاهای دور و نزدیک گرد آمده بودند به خاطرسختگیری و قشریت ناگهانی اوپراکنده شدند اما همچنان کار خلاقه و مداوم همینها بود که امر انتقال هنر و صنعت و فرهنگ را به سمت ایران مرکزی ممکن و مقدور ساخت. دشوار است اگر بتوانیم بدوندر نظر گرفتن مقام و تاثیر و جایگاه صادقی بیگ و میرعماد و ده ها تن دیگر به رشد وبالیدن صدها هنرمند مکتب رضا عباسی و شاگردان مشهور و معتبر میرعماد و تذهیب گران و جلد سازان بزرگ و معماران عالی مقام قرن یازدهم را توجیه تصور کنیم و در کار ریشه یابی تطور هنر این دوران دچار اشکال اساسیی خواهیم شد.
سنت خلق و اجرا و انتقال در هنر و فرهنگ ایران همیشه سرعتی پیوسته و واجد اهمیت و موثر بوده است و از همین روست که مکتب قزوین را باید در جایگاه رفیع و سازنده و اثرگذارش ملاحظه و مشاهده کرد و حق است بی هیچ غلو و گزافه گویی باید آن را گوهر درخشان و خط واصلی دانست که اگر مداخله نمی کرد و درمیان نمی بود نبوغ کم نظیر هنرمندان بزرگ مکتب تبریز به نسیان سپرده میشد و مکتب اصفهان از فرصت یگانه ی تاثیر و تعلیم و زمینه سازی مکتب قزوین بی بهره می ماند و سالیان درازی باید سپری می شد تا در ادامه ی دورانی طولانیاز آزمون و خطا به جان و بنیه ی واقعی و بر حق خود برسد.
حیف است که در طول نیم قرن گذشته آنچنان که باید و شاید به مکتب قزوین و شاهکارها و هنرمندان پرقدر و والایش پرداخته نشده و یادی در خور آنان به عمل نیامده است و این فصل باشکوه تاریخ هنر ما ناگشوده و ناگفته مانده است.

نگارگری قزوین را کم یا زیاد می شناسیم. می دانیم قزوین هم مانند برخی شهرهای دیگر ایران عزیز روزگاری پایتخت بوده و نشانه های آن روزگار را هم امروز درکوچه ها و خیابان های قدیمی شهر میینیم. نشانه هایی که دیده می شوند آنها هستند که ظاهر شهررا ساخته اند، همان معماریشگفت انگیز ایرانی . اما نشاه هایی هم هستند که به آسانی دیده نمی شوند. برای دیدنشان باید به موزه ها رفت . به موزه های سراسر جهان چونظاهر کوچکی دارند کاغذهایی هستند که به همان شگفت انگیزی معماری شده اند پس ازآنکه نگارگر بر آنها نقشزده، لباسها، صورتها، طبیعت و هر آنچه در نگارگری آنزمان و هرزمان دیگری میبینیم،نشانه های فرهنگ و شیوه ی زندگی مردمآنروزگارند.بایک نگاه می شود فهمید که نگارگری در قزوینی کهپایتخت بوده چندان مورد مهر و لطف نبوده اما اینسبب نشده تا نگارگر دست از کار بکشد. حامی همیشگی اش را نداشته امام دست و دل و ذهنش که دست از همراهی برنداشته اند کارکرده و شوه اینو آفریده که امروز به نام نگارگری قزوین می شناسیمش.هنر هم همین است، عشق می خواهدو کار، حمایت هم اگرشد زهی شعادت، اگر نشد هنرمند دست از کار نمیکشد،کار میکند اگرنه آسان ولی کار میکند.قزوین امروز بنا دارد کنار نگارگر و نگارگری باشد تا رزگار شکوهش باز گردد.

علی هوشمند
رییس حوزه هنری استان قزوین

هنر کتاب آرایی و تزیین نسخ خطی از دیرباز تاکنون یکی از شاخص ترین هنرهای صناعی در گستره ی جغرافیای فرهنگی ایران به حساب می آید. با آغاز سده ی هشتم هجری ویژگیهای سبکی هنرمندان در هر شهر و مراکز هنری تثبیت شد و به همین دلیل امروز مکاتب هنری هرشهر و هر دوره ی تاریخیازاهمیت ویژه ای برخوردار است. در بررسی تارخ مکتب نگارگری ایرانجایگاه شهر قزوین قبل از روزگار صفوی و به خصوص با روی کار آمدن شاه طهماسب و انتخاب این شهر به عنوان پایتخت از اهمیت فراوانی برخوردار است. آنچنان که علاوه بر هنر خوشنویسی که خاصه درگذر چندین قرن همواره در استیلای خوشنویسان قزوین به استیلا رسیده، هنرنقاشی، مینیاتور،تذهیب و نقاشی دیواری نیز بهطرز چشم نوازی در این دیارشکوفا گردید. شایان ذکراست که پس از انتقال پایتخت صفویان ه اصفهان، روند تحولات هنری در قزوین همچنان ادامه یافت و جای خوشبختی است که در فرصت پیش رو و به همت هنرمندان نگارگر و مذهب شهر قزوین،بخشی از اینسنت فراموش شده و ارزشمند بازآفرینیشده است و اداره ی کا میراث فرهنگی،گردشگری وصنایع دستی و حوزه ی هنری با همکاری دبیر برگزاری نمایشگاه آغازگر هفته ی نگارگری در هفته ی فرهنگی قزوین می باشند که این حرکت در ملی شدن این امر مهم چشم انداز روشنی را برای شهرمان به ارمغان می آورد.
علیرضا خزاِلی
مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان قزوین

 

بیشتر